‏نمایش پست‌ها با برچسب تلفن. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تلفن. نمایش همه پست‌ها

۱۲ تیر ۱۳۸۸

رکوردی دیگر برای ما

نیمه شب بیست و یکم خردادماه در هنگامه ای که تنها چند ساعتی به آغاز رأی گیری برای انتخاب بالانشین دولت دهم باقیمانده بود، سامانه پیامک در سراسر کشور از کار افتاد.
پیش از آن مسوولان امنيتي كشور به هشداردهي در زمينه توانایی تکثیر پیام‌های مخرب از طریق این سامانه به ویژه در فضای رقابت‌های انتخاباتی پرداخته بودند و از قابل پيگيري و رديابي بودن این پیامک‌ها و برخورد با كساني كه از طريق پيامك به دنبال تخريب بروند سخن گفته بودند. (وای بر پیامک فرست) از سوی دیگر کمیته صیانت از آرای نامزد اصلاح طلبان در این انتخابات از احتمال قطعی سامانه ارسال پیامک ابراز نگرانی کرده بود و از مسوولان مخابرات چنین پاسخ شنیده بود که مشکلی در کار نیست و با دقت و حساسیت افزونتری بر شبکه تلفن همراه کشور نظارت خواهد شد.
به هر روی، گمان‌ها جامه باور پوشیدند و تنها به فاصله کمتر از 9 ساعت به آغاز رأی گیری، دیگر کسی را یارای فرستادن پیامک نبود.
واکنش کارگزاران این سامانه، گفته‌هایی مبهم و باورناپذیر بود از این دست که: "مشکلات فنی بروز کرده است"، "توضیح خواهیم داد"، "قطعی از سوی مخابرات نبوده است"، "مردم صبر پیشه کنند"،... و طرفه آنکه در تمام روزهایی که باشندگان ایران از این سامانه بی بهره بودند، نه تنها آگاهی‌رسانی شفافی در این باره صورت نپذیرفت و نه تنها کوچکترین پوزشی به پیشگاه مردم ارایه نشد، که به روشنی از علت این قطعی و گسست، ابراز بی اطلاعی شد!
مردم البته هوشیارتر از پندار و گمان بالانشینان بودند و کاربران این سامانه در درون خود پاسخی قانع کننده برای انسداد این شیوه از انتشار پیام داشتند.
این مردم آنانی هستند که با تلفن‌های همراه خود، سیاست را هم به طنز و سرگرمی بدل ساخته اند و سامانه پیامک را با بهره گیری از خلاقیت طنازانه و شوخ خود به عرصه ای تازه برای تبلیغات سیاسی تبدیل کرده اند.
ایرانیان نسل‌های پیاپی در تاریخ گذشته این سرزمین به استبداد آشنا بوده و به گفتن حرف‌های دل خود در لفافه خو کرده اند و از همین روست که مردمی شوخ و طنز پردازند و امروز هم در ساخت و فرستادن پیامک‌ها مراد و خواسته خود را در کمتر از 100 کاراکتر به خوبی و خلاقانه بیان می‌کنند.
این مردم نیک درمی‌یابند که وقتی برای قطعی سامانه پیامک، اطلاع رسانی روشنی در کار نیست و وقتی دولتمردان حاضرند زیان میلیاردی ناشی از انسداد این سامانه را پذیرا باشند و بر درآمد چشمگیر پیام رسانی های پیامکی کاربران تلفن همراه چشم بپوشند، ناگزیر حکایت دیگری نگاشته شده است و تدابیر امنیتی علت قانع کننده تری برای آن به شمار می‌آید.
به هر روی پس از نزدیک به سه هفته و در حالی که ده‌ها میلیون کاربر تلفن همراه به بی‌پیامکی عادت کرده بودند، سرانجام این سامانه خدمت از سر گرفت و ما ماندیم و رکوردی در قطعی پیامک که بعید است در دنیای ارتباطی و اطلاعاتی امروز، کشوری توان شکستن این رکورد را داشته باشد!

۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

دخترك كه سپيدموي شود...

"ساکن بندرعباس شده بودیم. سال‌ها پیش. قبل از انقلاب بود. تلفن‌های شماره‌ای تازه آمده‌بود. کسی خواسته‌بود تا برای کاری از یزد با ما تماس بگیرد. زنان محل از این خانه به آن خانه در جست‌و‌جوی باسوادی بودند تا بتواند این ارتباط را برقرار کند. سرانجام باسوادتر از مادر خودم کسی را نیافتند. مادرم سواد خواندن و نوشتن داشت. جماعتی از زنان محله پشت سر مادر من به تلفنخانه می روند. مادرم تلفن شماره‌ای را که می‌بیند، متحیر می‌ماند که عدد 10 را چطور باید بگیرد!؟"
مرد سپیدموی، این خاطره را وقتی برایم بازگو کرد که نوه کوچکش آمد و تلفن همراه پدربزرگ را گرفت تا با خاله‌اش در شهر دیگری سخن بگوید. دخترک شش ساله، یک گوشی اسباب‌بازی به گردن آویخته‌بود و ربعی از ساعت با تلفن پدربزرگ به مکالمه با خاله‌اش مشغول بود. مرد سپیدموی، سری تکان می‌داد از تحولی که در زیست ارتباطی ما پدید آمده‌است و لبخندی از سر رضایت بر لب نشانده‌بود.
به گذشته‌ها که بنگریم، به هنگام حکمرانی ناصرالدین شاه قاجار بود که تلفن به ایران وارد شد. در خاطرات روزنوشت او چنین آمده‌است: "تلفن، یک قسم تلگرافی است که با دهن حرف می‌زنند و با گوش می‌شنوند. این سفر که معین‌الملک آمد، یک دستگاه آن را همراه پیشکش آورده‌است. از اتاق شمس‌العماره تا اینجا که باغ سپهسالار است کشیده‌ایم. یک صفحه تخت سوراخ سوراخی دارد که انسان به همان سوراخ‌ها حرف می‌زند و دو اسباب است که به گوش می‌شنود. از اینجا با میرزا محمد ملیجک و آقای محمد نایب سرایدار صحبت شد. مثل این است که در حضور حرف می‌زنند؛ بلکه می‌توان گفت بهتر از صحبت حضوری می‌توان حرف را شنید و فهمید... خیلی چیز غریبی است و ما تا به حال این اسباب را ندیده بودیم." (همشهری هفتگی، 12 خرداد 1382)
چهار سال طول کشید تا این اسباب حیرت شاهنشاه قاجاري، به ابزاری کاربردی در عرصه ارتباطات ایرانی بدل شود و به هنگام راه‌اندازی راه‌آهن تهران تا شهر ری، برای ارتباط مراکز واگن‌ها و قطار، نخستین خط تلفنی ایران پدید آمد و در این هنگام، یازده سالی از ثبت اختراع تلفن به وسیله گراهام بل می‌گذشت.
چند سالی پس از آن و در زمان مظفرالدین شاه بود که دوستعلی‌خان معیرالملک، توانست امتیاز دایر کردن تلفن در تهران را از شاه بگیرد و کار ارتباط با یک خط تلفن میان دربار و نخست وزیری آغاز شد. این وسیله ارتباطی همچنان حکومتی ماند تا در دوره رضاخان، شهروندان متقاضی استفاده از این وسیله اجازه یافتند به ازای پرداخت حق اشتراک ثابت سه تومان، دویست نوبت مکالمه در هر ماه انجام دهند.
اندک اندک بازار این وسیله چنان رونقي یافت که در روزنامه اطلاعات 15 بهمن 1312 نوشته شده‌است: "تلفن برای اکثر تقاضاکنندگان تهران از نان شب هم بیشتر مورد احتیاج است."
و این بود تا زمانی که رضاشاه بر آن شد تا شاهزاده مصری را برای ولیعهد خواستگاری کند و دریافت که بسیاری از کشورهای منطقه با خارج از مرزهای خود ارتباط تلفنی دارند اما ایران در این عرصه عقب مانده است. وزیر پست و تلگراف و تلفن را بازخواست کرد و پس از آمد و شدهای فراوان، باز هم نتیجه مطلوب حاصل نشد تا به هنگام ورود فوزیه به ایران، هنوز ارتباطی با خارج برقرار نباشد. (برداشت از کتاب ایران در چهار کهکشان ارتباطي)
ارتباطات تلفنی در ایران بی رشد و شتاب خاصی همچنان بود تا نیروهای متفقین به ایران وارد شدند و برای تسریع در ارتباطات خود، کمک شایانی به گسترش خطوط تلفنی جدید در کشور کردند.
حضور آنان و نظارت و محدودیت‌های کنترلی‌شان به این آسانی از سامانه ارتباطی کشور کنار نمی رفت تا آنکه محمد مصدق که بیشتر به ملی کردن صنعت نفت شهره‌است، پیش از نفت، تلفن را در کشور ملی اعلام کرد و امور آن را به یک شرکت دولتی به نام "شرکت سهامی تلفن ایران" حواله داد.
امروز ديگر اين خاطره‌هاي تاريخي -كه مربوط به سده اخيرند نه گذشته هاي دور-، به خاطره‌هايي كهن مي‌مانند و گويي شتابندگي توسعه ابزارهاي ارتباطي، تاريخ اين وسايل را زود پير مي‌كند.
امروز سخن از وجود چند ده ميليون مشترك تلفن همراه در ايران است و در انديشه‌ام كه فردا كه دخترک شش ساله اين حكايت، به سان پدربزرگش سپید موی شود، آيا ما و ابزار ارتباطي‌مان را به چشم خاطره‌هايي دور، افسانه‌اي و كهنه نخواهد ديد؟

۳۰ فروردین ۱۳۸۸

واي بر پيامك فرست

كاري به اطرافيان ندارد. چند‌گاهي است كه به صفحه تلفن همراهش چشم دوخته و انگشتانش به سرعت روي دكمه‌هاي آن در حركت است. هر ‌از گاهي مكثي مي كند و وقتي صدايي كوتاه از گوشي اش در مي‌آيد، انگشتانش باز حركت از سر مي گيرند.
اين تصويري است كه بارها شاهد آن بوده ايم، چه در يك مهماني خانوادگي و چه در داخل مترو و يا هر فضاي عمومي ديگر.
نزديك به هفت سال از روزي كه "ارني وايز" توانست نخستين مكالمه با تلفن همراه را انجام دهد مي‌گذشت كه در دسامبر 1992، ديگر مهندسان انگليسي نخستين پيامك را به طور آزمايشي از يك رايانه به يك تلفن همراه ارسال كردند و كوتاه زماني پس از آن بود كه اين پديده در همه جاي دهكده جهاني گسترش يافت و امروز ما نيز به استفاده از تلفن همراه و گپ و گفت‌هاي پيامكي معتاد شده ايم.
ورود تلفن همراه و خدمات جانبي آن به ويژه "پيامك" به عاملي اثرگذار و دگرگون كننده در روابط اجتماعي ما بدل شده است و كيفيت ارتباطات ما به شدت از آن متأثر است.
در ارتباط گيري با پيامك، امكان شنود مكالمات از اطرافيان گرفته شده و مداخله و فضولي كمتر به چشم مي‌آيد. افراد بي دغدغه اطرافيان و محدوديت‌ها، به تماسي خصوصي در جمعي عمومي ادامه مي دهند و مي‌توانند بي‌پرواترين بيان ارتباطي را به‌كار گيرند. مي‌توان گفت از اين منظر، آزادي بيشتري در بيان افكار و عقايد رخ مي‌نمايد.
پيامك همچنين به فرصتي براي جوانان بدل شده تا خود را از دنياي بزرگسالان سوا كنند و محدوده‌اي جذاب و خودساخته براي خويش ترسيم كنند كه يكي از شاخصه‌هاي اين محيط، افزون بر تفاوت در خطوط قرمز و حريم‌ها، ايجاد زباني نوشتاري از دل زبان محاوره‌اي است كه اين حالت را "متني كردن زبان" خوانده اند.
اين پديده نه تنها از اين زاويه بر زبان اثر مي‌گذارد، بلكه صريح گويي را متداول كرده و به دليل نياز به سرعت بخشيدن به مكالمه و رعايت صرفه اقتصادي، به كوتاه و گزيده گويي نيز دامن مي‌زند.
پديده پيامك با شتابي عجيب، چنان جاي خود را در ميان ابزار و شيوه‌هاي ارتباطي باز كرده است كه امروز براي تكثير يك پيام در بطن جامعه (حتي در گونه شايعه)، براي ابراز عقيده گروهي درباره يك موضوع يا رويداد، و حتي براي نظرسنجي‌هاي برنامه سازان تلويزيوني به يك ابزار كارآمد بدل شده است.
نگاه به چنين كارآمدي و سرعت تكثير و انتشاري است كه موجب شده تا مسوولان امنيتي كشور به هشداردهي در اين زمينه بپردازند و به ويژه در فضاي انتخاباتي اين ايام، قدرت تخريبي پيامك را يادآور شوند.
چند روز پيش بود كه در رسانه‌ها صحبت از آن رفت كه پيامك‌هاي تخريبي كاملاً قابل پيگيري و رديابي است و با كساني كه از طريق پيامك به دنبال تخريب بروند نيز برخورد خواهد شد.
اين انذار‌دهي، پيش از هر چيز، هويت يافتن و جايگاه داشتن پديده پيامك را در ميان گونه‌هاي مختلف اطلاع رساني و وسايل ارتباطي آشكار مي‌سازد و اينكه اين پديده نيز در كنار ديگر ابزار ارتباطي و رسانه اي قرار مي‌گيرد كه بايد مهار و مميزي شود و هماره در كنترل باشد.
هرچند به گمانم چنين هشدارهاي تحديدسازي درخور نيست و شايد ما را به كشورهاي استبداد‌زده‌اي مانند كند كه هيأتهاي حاكمه آنها هميشه از آزادي‌هاي سياسي در هراس‌اند و نظام ارتباطي احتياطي يا پيشگيرانه را مي‌پسندند.
انديشمندان ارتباطي، كنترل شبكه‌هاي خبررساني و نظارت بر مجاري ارتباطي را از ويژگي‌هاي اصلي نظام‌هاي آمرانه، سختگيرانه و اقتدارگرا دانسته اند و بر اين باورم كه زيبنده نيست به دنبال نزديك شدن به چنين رسم و مرامي باشيم.
در اصل 25 قانون اساسي ايران چنين مي خوانيم كه: "بازرسي و نرساندن نامه‏ها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفني، افشاي مخابرات تلگرافي و تلكس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون" و گمان مي‌كنم اين اصل ارزشمند مانع از پيگيري تجسس‌گونه پيامك‌ها -كه خود نوعي مكالمه تلفني به شمار مي‌آيند- مي‌شود.
معمول آن است كه حكم قانون وقتي به ميان مي‌آيد كه از سوي متهمي، جرمي واقع شود و يا پاي موضوع مهمي همچون امنيت ملي در ميان باشد. آيا پيش از وقوع تخريب پيامكي، پيش از شكايت نامزد انتخاباتي، پيش از تشخيص صحت شكايت و بررسي آن، پيش از صدور دستور قضايي براي پيگيري آن مورد خاص و... مي‌توان در حكمي كلي به پيامك سازان و پيامك فرستان بيم داد و برحذرشان داشت؟!
به گمان من هشدارهاي اخير نهادهاي امنيتي را بايد چونان توصيه اي اخلاقي به كار بست و صد البته كه تخريب، تهمت، افترا، دروغ پراكني و... نه زيبنده اخلاق است، نه با الگوهاي ديني نسبتي دارد و نه به روشن‌سازي فضاي انتخاباتي كشور كمكي مي‌كند.
تخريب نكنيم، اما نه به حكم مسوولان امنيتي كشور كه به حكم اخلاق، دين، وجدان و قانون.